«عید قربان، تنها حکایت یک واقعه تاریخی نیست؛ دعوتی است برای گذشتن از آنچه ما را از "خودِ واقعیمان" جدا میکند. این روز در تقویم ما بهانه است تا دوباره یادآوری کنیم که چطور میتوان از تعلقات سخت و دلبستگیهایِ دستوپاگر، به سمت آسمانیتر شدن پر کشید.
۱۰ ذوالحجه، روزِ بلندِ تسلیم در برابر زیباترین تقدیرهاست. بیایید در این روز، فارغ از هر رسم و رسومی، با خودمان خلوت کنیم و ببینیم چه چیزی را باید در قربانگاهِ دل ذبح کنیم تا راهِ رسیدن به آرامش برایمان هموارتر شود.
عید سعید قربان، که امسال با ۱۰ ذوالحجه و ۶ خردادماه همزمان شده است، بیش از آنکه جشنی برای یک آیین سنتی باشد، یک «دعوتنامه» است. دعوتی به رهایی از بندِ «من» و رسیدن به وسعتِ «او».
وقتی به تقویم نگاه میکنیم، این روز را با نام عید قربان میشناسیم؛ روزی که در آن بسیاری از مسلمانان با ذبح گوسفند، سنتی دیرینه را به جا میآورند. اما شاید برای خیلی از ما سوال باشد که فلسفهی این قربانی کردن چیست و چرا این سنت تا امروز باقی مانده است؟
فلسفهی قربانی در فرهنگ اسلامی و ابراهیمی، ریشهای عمیقتر از یک عمل ظاهری دارد:
۱. نمادِ نمادینِ گذشتن از دلبستگیها: در داستان ابراهیم (ع)، قربانی کردن اسماعیل، آزمونی برای سنجشِ میزان عشق و تسلیم در برابر حقیقت بود. قربانی کردن امروز، نمادی است از ذبح کردنِ «هوای نفس»، «خودخواهیها» و «دلبستگیهای افراطی» که مانعِ رشد و تعالیِ انسانی میشوند.
۲. تمرینِ ایثار و بخشش: در عمل، ذبح کردن با هدفِ توزیع گوشت میان نیازمندان و فقرا انجام میشود. این جنبهی اجتماعیِ عید قربان، یادآورِ ضرورتِ همدلی و دستگیری از کسانی است که سفرهشان خالی از برکت است. در واقع، ما با قربانی کردن، یاد میگیریم که از دارایی خود ببخشیم تا پیوندهای انسانیمان محکمتر شود.
۳. شکرگزاری و نزدیکی: قربانی کردن، به نوعی سپاسگزاری از الطاف خداوند است. این عمل به مومن یادآوری میکند که هر چه دارد امانتی است که باید در مسیر درست و برای رضایتِ وجدان و خالق استفاده شود.
کلام آخر
در این ۶ خرداد، بیایید فارغ از تمامِ مراسمها، یک لحظه مکث کنیم. اگر قرار بود ما چیزی را در قربان گاهِ دلمان ذبح کنیم تا به آرامش و رشد بیشتری برسیم، آن چیز چه بود؟ شاید این بهترین سوالی است که میتوانیم در این روزِ بزرگ از خودمان بپرسیم.
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده