خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاوره آنلاین روانشناسی به فارسی زبانان خارج از ایران
زبان بدن نوعی ارتباط ناخودآگاه است که اغلب احساسات واقعی فرد را فاش میکند. وقتی کسی دروغ میگوید، بدن و ذهن او دچار استرس میشود که منجر به واکنشهای غیرارادی میشود. این واکنشها میتواند شامل تغییراتی در حالت چهره، حرکات، وضعیت بدن و الگوهای گفتاری باشد.
با این حال، مهم است که به یاد داشته باشید که زبان بدن به تنهایی اثبات قطعی دروغگویی نیست. برخی از افراد ممکن است این علائم را به دلیل عصبی بودن، استرس یا سایر احساسات غیرمرتبط با فریب از خود نشان دهند. نکته کلیدی این است که به جای تکیه بر یک علامت واحد، به دنبال مجموعهای از رفتارها باشید.
رفتارهای فیزیکی، برخلاف کلمات، برای بیان یا انتقال اطلاعات استفاده میشوند.
چنین رفتاری شامل حالات چهره، وضعیت بدن، ژستها، حرکت چشم، لمس و استفاده از فضا میشود. اصطلاح زبان بدن معمولاً در مورد انسانها به کار میرود، اما ممکن است در مورد حیوانات نیز به کار رود.
مطالعه زبان بدن همچنین به عنوان کینزیک شناخته میشود.
اگرچه زبان بدن بخش مهمی از ارتباطات است، اما بیشتر آن بدون آگاهی آگاهانه اتفاق میافتد.
من نمیتوانم به مهمانی شما بیایم چون باید در تمیز کردن گاراژ کمک کنم.
مدل موی جدیدت خیلی خوب به نظر میاد!
قبل از اینکه بازیهای ویدیویی انجام بدم، تکالیفم رو انجام میدم. قول میدم!
بیشتر ما در برههای از زمان دروغ گفتهایم. برخی دروغها مضر هستند. برخی دیگر - مانند موارد بالا - عمدتاً بیضرر هستند. با این حال، دروغهای دیگری، مانند دروغهایی که برای محافظت از دیگران استفاده میشوند، حتی ممکن است با بهترین نیتها گفته شوند. اما مهم نیست چه نوع دروغی میگویید، برای انجام آن به مقدار شگفتآوری از قدرت مغز نیاز است.
استفاده از این قدرت مغز میتواند پرهزینه باشد. فرار مغزی که ایجاد میکند ممکن است شما را از انجام برخی کارها یا مهارتهایی که برای شما مهم است باز دارد. و البته، دروغ گفتن میتواند تأثیرات اجتماعی ناخواستهای نیز داشته باشد.
مردم به دلایل مختلفی دروغ میگویند. گاهی اوقات این کار را میکنند تا خودشان را بهتر جلوه دهند. گاهی اوقات برای فرار از دردسر دروغ میگویند. اغلب، مردم برای جلوگیری از جریحهدار کردن احساسات دیگران، دروغ میگویند.
تحقیقات او نشان داده است که اکثر مردم برای صداقت ارزش قائلند و میخواهند راستگو باشند. در یکی از مطالعات تقریباً سه چهارم مردم به ندرت دروغ میگفتند. و از بین تمام دروغهای گزارش شده در این مطالعه، ۹۰ درصد «دروغهای مصلحتی» بودند. منطقی است که بسیاری از مردم برای صداقت ارزش قائلند. اگر فرد صادقی باشید، مردم بیشتر به شما اعتماد خواهند کرد. و اعتماد مهم است. «با صادق بودن با مردم، سرمایه اجتماعی ایجاد میکنید.» سرمایه اجتماعی حسن نیت بین افراد یک گروه یا جامعه است.
بعضی دروغها با نیت خیر گفته میشوند. آن دروغهای کوچکی را که ممکن است برای خوشحال کردن کسی بگویید، میشناسید؟ دانشمندان به آنها «دروغهای اجتماعی» میگویند. شاید به والدینتان بگویید که از ژاکتی که برای تولدتان به شما هدیه دادهاند، خوشتان آمده است (حتی اگر واقعاً آرزوی یک کنسول بازی ویدیویی جدید را داشته باشید). این یک دروغ اجتماعی است. گفتن آن برای شما خطر کمی دارد و باعث میشود والدینتان احساس خوبی داشته باشند.
با این حال، مواقعی وجود دارد که دروغهایی که به نفع دیگران گفته میشوند، ممکن است به دروغگو آسیب بزرگی وارد کنند. این دروغها به عنوان دروغهای نوعدوستانه (Aul-tru-IS-tik) شناخته میشوند. در طول هولوکاست، برخی از مردم چنین دروغهایی را در مورد محل اختفای یهودیان به نازیها گفتند. دروغگوها میدانستند که اگر دروغهایشان فاش شود، ممکن است کشته شوند، اما به امید نجات دیگران این ریسک را پذیرفتند. واضح است که برخی از دروغهای اجتماعی میتوانند بسیار خطرناک باشند.
قشر جلوی مغز، پشت پیشانی (که در سمت راست و به رنگ سبز تیرهتر نشان داده شده است) تا دهه بیست سالگی به طور کامل بالغ نمیشود. این مشکل نوجوانان است. این بخش از مغز به ما در درک ریسک کمک میکند. همچنین مسئول بسیاری از تفکرات سطح بالاتر ما، مانند برنامهریزی و خودکنترلی است.
شاید خودتان متوجه نباشید، اما با این کار کلی به مغزتان کار اضافی دادهاید. خیلی راحتتر میشد اگر حقیقت را میگفتید: «داشتم با چند تا از دوستانم بیرون باشگاه صحبت میکردم و متوجه گذر زمان نشدم.»
بخش زیادی از این کار مغز در ناحیهای به نام قشر جلوی مغز انجام میشود. جنیفر وندمیا توضیح میدهد که این بخش مسئول حافظه کاری است. او یک دانشمند علوم اعصاب در دانشگاه کارولینای جنوبی در کلمبیا است. حافظه کاری چیزی را فقط برای مدت کوتاهی در ذهن نگه میدارد - مانند به خاطر سپردن دستورالعملهای نحوه انجام یک بازی یا یک کار خاص دیگر. کمی شبیه کلیپبورد کامپیوتر شماست. چیزها را فقط برای مدت کوتاهی هنگام استفاده از آنها ذخیره میکند. آنها را در حافظه بلندمدت قرار نمیدهد. علاوه بر حافظه کاری، قشر جلوی مغز همچنین وظایفی مانند برنامهریزی، حل مسئله و خودکنترلی را بر عهده دارد.
دانشمندان این وظایف را به عنوان «وظایف عملکرد اجرایی» توصیف میکنند. عملکرد اجرایی زمانی وارد عمل میشود که شما از خودکنترلی برای جلوگیری از بیان حقیقت یا واقعیتی که دروغ شما را آشکار میکند، استفاده میکنید. این به شما کمک میکند تا تمام جزئیات یک دروغ را به خاطر بیاورید تا مطمئن شوید که باورپذیر به نظر میرسد و اشتباه نمیکنید. عملکرد اجرایی به شما امکان میدهد یک یا دو قدم جلوتر فکر کنید تا مطمئن شوید دروغی که میگویید احتمالاً در برابر پرسشها مقاوم خواهد بود.
فراخوانی عملکرد اجرایی شما به این روش، قدرت مغز زیادی را نیز مصرف میکند. یک مطالعه در سال ۲۰۱۵ که توسط محققان بلژیکی انجام شد، نشان داد که مغز هنگام تغییر بین دروغگویی و راستگویی، کندتر عمل میکند و احتمال اشتباه در آن بیشتر است . تحقیقات وندمیا همچنین نشان داده است که هنگام دروغ گفتن ، حجم کار ذهنی فرد سنگینتر و زمان واکنش او طولانیتر خواهد بود.
ما زندگی خود را صرف یادگیری چگونگی رمزگشایی نشانههای غیرکلامی دیگران میکنیم.
در حالی که ما مشغول رمزگشایی پیامهای آنها هستیم، آنها نیز در تلاشند تا پیامهای ما را رمزگشایی کنند.
مواقعی هست که میخواهید دیگران دقیقاً بدانند چه احساسی دارید، مخصوصاً وقتی که آن احساسات هم مثبت و هم متقابل باشند.
انجام این کار همیشه آسان نیست، به خصوص اگر شما آدم خیلی احساساتی نباشید. با این حال، در مواقع دیگر، قطعاً میخواهید احساسات درونی خود را پنهان کنید.
زبان بدن فقط همین است - زبان بدن. ممکن است فکر کنید که فقط از طریق چهره خود احساسات خود را نشان میدهید، اما این تنها نوک کوه یخ است.
تمام بدن شما در آشکار کردن یا پنهان کردن وضعیت روانی شما نقش دارد.
کنترل این نمایش به این معنی است که شما باید نشانههای بدنتان را کنترل کنید. این راهنما به شما نشان میدهد که چگونه، از بالا به پایین شروع کنید.
شما درک بهتری از این خواهید داشت که چگونه حتی بیاهمیتترین حرکات بدنی میتوانند سیگنالهای کلیدی از احساسات شما را ارائه دهند.
از بالای سرتان که شروع کنیم، البته پوست سرتان است. موهایتان (با فرض اینکه موهایتان را دارید) میتوانند چیزهای زیادی در مورد وضعیت عاطفی شما بگویند.
افراد به دلایل زیادی روزهای بدی با موهایشان دارند، اما بسته به نوع روزی که موهایشان بد شده، دلیل آن میتواند به همان اندازه که به آب و هوا مربوط است، به خلق و خوی شما نیز مربوط باشد.
برای مثال، وقتی استرس دارید، ممکن است حتی فراموش کنید که موهای ژولیدهتان را شانه کنید. دیگران با یک نگاه متوجه میشوند که شما کاملاً احساس آرامش نمیکنید.
به همین ترتیب، خوابیدن روی تخت بعد از یک شب طولانی بیرون از خانه ممکن است برای بعضیها جذاب باشد، اما این ظاهری نیست که بخواهید برای تحت تأثیر قرار دادن در محل کار یا جلسه انجمن اولیا و مربیان فرزندتان داشته باشید.
گذشته از کوتاهی، رنگ یا مقدار مو، مرتب بودن مو به دیگران نشان میدهد که شما کنترل روند روزتان را در دست دارید.
اگر مویی نداشته باشید، مشکل حل میشود، اما وقتی پیشانیتان بیشتر نمایان باشد، هنگام اخم کردن نشانههای غیرکلامی دیگری را آشکار خواهید کرد.
دست دادن و اولین برخورد، خب، دست در دست هم پیش میروند. یک دست دادن خوب و محکم همراه با یک دست دادن صمیمانه (اما نه خیلی صمیمانه) میتواند نشان دهد که شما فردی خونگرم و با اعتماد به نفس هستید.
یک فشار ضعیف و شل، شما را نامطمئن نشان میدهد.
اینکه چقدر دستتان را در دست شاکر نگه میدارید نیز مهم است:
اگر خیلی سریع کنار بکشید، میتواند نشان دهندهی خجالتی بودن باشد.
بالا و پایین بردن سر در حین مکالمه میتواند شما را موافق و علاقهمند نشان دهد.
سر تکان دادن نشانهی تایید است، بنابراین اگر هنگام صحبت کردن سر تکان دهید، ممکن است دیگران را متقاعد کنید که با حرف شما همراه شوند.
دلیلی وجود دارد که مردم وقتی اوضاع بر وفق مرادشان نیست، میگویند «در رکود» هستند.
علم میگوید که قوز کردن شانهها میتواند باعث شود استرس را در خود نگه دارید و احساس غم کنید.
صاف ایستادن میتواند به شما کمک کند احساس مثبتی داشته باشید و با اعتماد به نفس و متمرکز به نظر برسید.
با پزشک خود مشورت کنید تا ببینید آیا علت پزشکی زمینهای مانند پوکی استخوان وجود دارد یا خیر.
لمس صورت و موهایتان
چرخاندن موهایتان، شانه کردن چتریهایتان یا بردن دستهایتان به صورتتان میتواند نشان دهندهی عشوهگری باشد.
رفتارهای «خودآرایی» مانند این ممکن است این تصور را ایجاد کند که شما به دنبال توجه کسی هستید که دوستش دارید.
گاهی اوقات، حتی یک کلمه هم برای ارسال یک پیام بلند و واضح لازم نیست.
آیا زبان بدن شما دیدگاه دیگران را نسبت به شما تغییر میدهد؟
آیا حالات چهره، حرکات و موقعیتهای شما احساساتی را آشکار میکنند که ترجیح میدهید پنهان نگه دارید -- یا حتی از آنها آگاه نیستید؟
یک نگاه ثابت، مجموعهای از احساسات مختلف را ایجاد میکند.
اگر شخصی که با او صحبت میکنید با شما راحت باشد، اگر با او تماس چشمی برقرار کنید، احتمال بیشتری دارد که شما را قابل اعتماد بداند.
اگر در مورد شما مطمئن نباشند، یک نگاه طولانی شما را تهدیدآمیزتر نشان میدهد.
و مهم نیست کسی در مورد شما چه فکری میکند، هر کسی آستانهای برای تماس چشمی دارد که در آن آستانه، اوضاع شروع به ناخوشایند شدن میکند.
لبخندی که از روی حس خوب باشد، مسری است. وقتی به کسی لبخند میزنید، به عضلات دهان او نیز سیگنالی میفرستید تا همین کار را انجام دهد.
لبخند آنها بخشهایی از مغزشان را که با شادی سر و کار دارد، فعال میکند و آنها احساس ارتباط بیشتری با شما پیدا میکنند.
ایستادن با پاهای باز یا دست به سینه، حس «باز و در دسترس بودن» را القا میکند.
خیره شدن به زمین یا قرار دادن دستها روی سینه، این سیگنال را ارسال میکند که شما منزوی و دور از دسترس هستید.
با دستانتان صحبت کنید. وقتی هنگام صحبت کردن از حرکات دست استفاده میکنید، احتمال بیشتری وجود دارد که حرفهایتان در ذهن طرف مقابل بماند.
اما زیاده روی نکنید.
حرکات بزرگ ممکن است شما را غیرقابل کنترل و تحریک پذیر نشان دهد.
شاید بهتر باشد دفعهی بعد که کنار معشوقتان هستید، عینک آفتابی بزنید تا «پنجرههای روحتان» اشتیاق پنهانتان را لو ندهند.
وقتی به کسی علاقه دارید یا توسط او برانگیخته میشوید، مردمک چشمهایتان گشاد میشود.
این چیزی نیست که بتوانید کنترل کنید، اما ممکن است به شما در ابراز علاقه به فرد مورد علاقهتان کمک کند: داشتن مردمکهای بزرگتر، شما را برای دیگران جذابتر میکند.
اگر عادت دارید لبهایتان را به هم فشار دهید، باید بدانید: دروغگوها بیشتر از افرادی که راست میگویند، این عادت را دارند.
کم حرف بودن (به معنای واقعی کلمه) میتواند شما را غیرقابل اعتماد جلوه دهد.
خوب است که به فضای شخصی احترام بگذارید، اما وقتی از کسی فاصله میگیرید، احتمال بیشتری وجود دارد که به انگیزههای شما مشکوک شوند.
همین امر در مورد بیقراری یا دست به سینه نشستن نیز صدق میکند.
خم شدن به جلو نشان دهنده مشارکت است و اینکه آنها میتوانند به شما تکیه کنند.
مهم نیست چقدر تلاش کنید تا «صورتتان را درست کنید»، باز هم ممکن است لو بروید -- و این فقط کسری از ثانیه طول میکشد.
فقط یک حرکت ناگهانی صورت، اخم کردن یا بالا انداختن ابرو، تاثیری میگذارد که به سختی میتوان از آن گذشت.
بنابراین اگر واکنش ناخودآگاه شما به چیزی انزجار باشد، احتمالاً یک ناظر ممکن است آن را در درون خود حس کند، حتی اگر نتواند دلیل آن را بگوید.
تقلید از نحوه ایستادن، حالات چهره یا حتی لهجه کسی اغلب باعث ایجاد اعتماد و درک متقابل بین شما میشود.
اما این همیشه جواب نمیدهد.
اگر نسبت به شخصی که از او تقلید میکنید، در موقعیت قدرت باشید، این میتواند او را عجیب و غریب کند.
تا حالا شده که این کارها را انجام دهید؟ شاید تا به حال اسم «زبان بدن ناخودآگاه» به گوشتان خورده باشد؟ خمیازه کشیدن وقتی بیعلاقهاید. بیقراری وقتی حوصلهتان سر رفته. لبخند تصنعی زدن وقتی کسی را ملاقات میکنید که نمیخواهید با او ارتباط برقرار کنید. گاهی اوقات تقریباً غیرممکن است که این کار را نکنید، اینطور نیست؟ انگار نمیتوانید جلوی خودتان را بگیرید. انگار نیرویی نامرئی کنترل بدن شما را به دست گرفته است. چیز مهمی نیست. برای همه اتفاق میافتد. در شرایط عادی، حتی لحظهای هم به آن فکر نمیکنید. مگر اینکه بخواهید از آن اطلاعات به نفع خودتان استفاده کنید. چه اطلاعاتی؟ علائم و نشانههایی که از زبان بدن شخص دیگر دریافت میکنید. آن «نیروی نامرئی» در حال کار است و آنها به صورت خودکار و در سطح ناخودآگاه عمل میکنند. اما حتی اگر آنها نمیدانند که این کار را انجام میدهند، میتوانید خودتان را آموزش دهید تا آن را تشخیص دهید. و وقتی این کار را میکنید، و وقتی میدانید دنبال چه چیزی باشید، میتواند به شما دست بالا را بدهد. این میتواند شما را در کنترل هر موقعیتی قرار دهد، زیرا تقریباً فوراً میتوانید بگویید طرف مقابل چه احساسی دارد. میتوانید بگویید به چه چیزی فکر میکند. میتوانید بگویید که چگونه واکنش نشان میدهد و پاسخ میدهد. چرا؟ زیرا بدن آنها با ارسال سیگنالهای ناخودآگاه، آنها را لو میدهد.
۱. تماس چشمی نامتناسب
یکی از شناختهشدهترین نشانههای فریب، تماس چشمی نامنظم است. با این حال، حقیقت ظریفتر از این افسانه است که "دروغگوها نمیتوانند به چشمان شما نگاه کنند".
اجتناب از تماس چشمی: برخی از دروغگوها احساس گناه یا اضطراب میکنند و باعث میشود که بیشتر به جای دیگری نگاه کنند.
تماس چشمی بیش از حد: برخی دیگر بیش از حد جبران میکنند و با دقت خیره میشوند و سعی میکنند شما را متقاعد کنند که حقیقت را میگویند.
پلک زدن سریع یا حرکت سریع چشمها: افزایش پلک زدن یا تغییر چشمها میتواند نشانه عصبی بودن یا تلاش برای فکر کردن به یک پاسخ باشد.
یک راه خوب برای ارزیابی تماس چشمی، مقایسه آن با رفتار اولیه فرد است. اگر کسی که معمولاً تماس چشمی را حفظ میکند، ناگهان از آن اجتناب کند یا در آن زیادهروی کند، ممکن است فریب در کار باشد.
ریزحالتها، حالتهای چهره زودگذری هستند که احساسات واقعی را قبل از اینکه فرد آگاهانه آنها را کنترل کند، آشکار میکنند. آنها فقط کسری از ثانیه طول میکشند، اما میتوانند فریب نهفته را آشکار کنند.
نشانههایی که باید مراقب آنها باشید:
حالتهایی که با کلمات مطابقت ندارند: اگر کسی بگوید خوشحال است اما اخم کند، ممکن است بدنش حقیقت را آشکار کند.
لبخندهای اجباری: یک لبخند واقعی هم دهان و هم چشمها را درگیر میکند، در حالی که یک لبخند مصنوعی معمولاً فقط لبها را درگیر میکند.
تغییرات ناگهانی در حالات چهره: فرد ممکن است قبل از اینکه به سرعت به حالتی خنثیتر یا شادتر تغییر کند، حالتی از ترس یا اضطراب را نشان دهد.
وقتی افراد دروغ میگویند، اغلب اضطراب یا ناراحتی را تجربه میکنند که منجر به رفتارهای خودآرامبخش میشود.
نشانههایی که باید مراقب آنها باشید:
پوشاندن دهان: این میتواند تلاشی ناخودآگاه برای "پنهان کردن" دروغ باشد.
لمس بینی یا مالیدن چانه: پاسخهای مرتبط با استرس که نشاندهنده ناراحتی از آنچه گفته میشود است.
گرفتن گردن یا مالیدن پشت سر: نشانه استرس یا ناامنی.
اگر این حرکات را در کسی که در مورد یک موضوع حساس صحبت میکند مشاهده کردید، ممکن است نشاندهنده فریب باشد.
دروغ گفتن اغلب تنش درونی ایجاد میکند که میتواند در زبان بدن آشکار شود. برخی افراد سفت و سخت میشوند، در حالی که برخی دیگر بیش از حد بیقرار میشوند.
نشانههایی که باید مراقب آنها باشید:
بیقراری: ضربه زدن با انگشتان، تکان دادن پاها یا تغییر وزن میتواند نشاندهنده ناراحتی باشد.
حالت بدن منجمد: برخی از دروغگوها به طور غیرطبیعی بیحرکت میشوند زیرا سعی میکنند نشانههای زبان بدن را سرکوب کنند.
حرکات تأخیری یا بیش از حد نمایشی: یک دروغگو ممکن است برای واکنش فیزیکی یا اغراق در حرکات برای متقاعدکننده به نظر رسیدن، زمان بیشتری صرف کند.
توجه کنید که آیا حرکات آنها طبیعی یا اجباری به نظر میرسد.
صدای یک فرد میتواند چیزهای زیادی در مورد صداقت او آشکار کند. وقتی کسی دروغ میگوید، سطح استرس او افزایش مییابد که میتواند بر تارهای صوتی و ریتم گفتار او تأثیر بگذارد.
صحبت کردن خیلی سریع یا خیلی آهسته: سرعت بالا ممکن است نشان دهنده عصبی بودن باشد، در حالی که سرعت پایین میتواند به این معنی باشد که آنها در حال ساختن یک داستان هستند.
مکثها و تردیدها: گفتن "امم"، "اوه" یا تلاش برای یافتن کلمات میتواند به این معنی باشد که آنها در حال خرید زمان برای فکر کردن هستند.
صدای زیر یا بم: استرس میتواند صدا را کمی بالاتر یا پایینتر از حد معمول قرار دهد.
نشانههایی که باید مراقب آنها باشید:
صحبت کردن خیلی سریع یا خیلی آهسته: سرعت بالا ممکن است نشان دهنده عصبی بودن باشد، در حالی که سرعت پایین میتواند به معنای داستان سرایی باشد.
مکثها و تردیدها: گفتن «امم»، «آه» یا تلاش برای پیدا کردن کلمات میتواند به این معنی باشد که آنها در حال خریدن زمان برای فکر کردن هستند.
تن صدای بالاتر یا پایینتر: استرس میتواند صدا را کمی بالاتر یا پایینتر از حد معمول کند.
مقایسه این الگوهای گفتاری با نحوه صحبت کردن عادی فرد بسیار مهم است.
دروغگوها اغلب سعی میکنند در مواجهه با دیگران، طفره بروند یا حالت تدافعی به خود بگیرند. آنها به جای پاسخ مستقیم، ممکن است از تاکتیکهای انحراف استفاده کنند.
نشانههایی که باید مراقب آنها باشید:
تغییر موضوع: اگر ناگهان مکالمه را به جهت دیگری هدایت کنند، ممکن است از حقیقت اجتناب کنند.
واکنشهای بیش از حد تدافعی: اگر کسی بیش از حد پرخاشگر شود یا بدون اینکه متهم شود، بر بیگناهی خود اصرار کند، میتواند نشانه دروغگویی باشد. پاسخ دادن به یک سوال با سوال: یک تاکتیک رایج که دروغگوها برای خرید زمان استفاده میکنند.
سعی کنید یک سوال را چندین بار بپرسید - اگر پاسخ آنها تغییر کند یا تحریک شوند، ممکن است نشان دهنده فریب باشد.
وقتی کسی راستگو است، کلمات و زبان بدن او هماهنگ است. با این حال، ذهن ناخودآگاه یک دروغگو ممکن است از طریق سیگنالهای ناهماهنگ به او خیانت کند.
نشانههایی که باید مراقب آنها باشید:
سر تکان دادن هنگام گفتن "نه" (یا برعکس): نشانه واضحی از درگیری درونی.
شانه بالا انداختن هنگام بیان یک جمله مطمئن: نشان دهنده عدم اطمینان است.
حرکات بعد از صحبت به جای حین صحبت: فردی که حقیقت را میگوید به طور طبیعی حرکاتش با گفتارش هماهنگ است. یک دروغگو ممکن است حرکات را به تأخیر بیندازد زیرا سعی میکند قانعکننده به نظر برسد.اگر کلمات آنها با نشانههای فیزیکی آنها مطابقت نداشته باشد، توجه داشته باشید.
وقتی افراد احساس ناراحتی یا فریبکاری میکنند، اغلب سعی میکنند موانع فیزیکی بین خود و دیگران ایجاد کنند.
نشانههایی که باید به آنها توجه کنید:
قرار دادن اشیاء در مقابل خود: جابجایی یک فنجان قهوه، تلفن یا شیء دیگر بین آنها و شما.
رو برگرداندن یا دست به سینه شدن: یک حالت دفاعی که نشان دهنده ناراحتی است.
یک قدم به عقب برداشتن: اگر آنها هنگام پرسیدن یک سوال مستقیم از نظر فیزیکی دور شوند، ممکن است از دروغ فاصله بگیرند.

چگونه یک دروغ را به طور موثر تشخیص دهیم
تشخیص فریب نیاز به مشاهده دقیق و تشخیص الگو دارد. در اینجا چند نکته عملی وجود دارد:
ایجاد یک خط مبنا: مشاهده کنید که یک فرد معمولاً در موقعیتهای غیررسمی و بدون استرس چگونه عمل میکند تا انحرافات را شناسایی کنید.
به دنبال خوشههایی از نشانهها باشید: فقط به یک نشانه تکیه نکنید - چندین نشانه در کنار هم احتمال فریب را افزایش میدهند.
به زمانبندی توجه کنید: اگر زبان بدن یک فرد قبل یا بعد از پاسخ کلامی او واکنش نشان دهد، ممکن است نشان دهنده دروغ باشد.
پرسیدن سوالات غیرمنتظره: دروغگوها سوالات مورد انتظار را تمرین میکنند، اما یک سوال غیرمنتظره میتواند آنها را از مسیر خود منحرف کند. هدف را حفظ کنید: از فرضیهسازی سریع خودداری کنید - برخی از رفتارها میتوانند ناشی از استرس باشند نه فریب.
تسلط بر توانایی خواندن زبان بدن و تشخیص دروغ، مهارتی ارزشمند در تجارت، روابط و تعاملات روزانه است. در حالی که هیچ رفتار واحدی فریب را تضمین نمیکند، تشخیص الگوهای ناسازگاری، حرکات عصبی و واکنشهای دفاعی میتواند به شما در شناسایی عدم صداقت برتری دهد.
با ترکیب مهارتهای مشاهده با شهود و منطق، میتوانید بهتر ارزیابی کنید که آیا کسی راستگو است یا چیزی را پنهان میکند.
صرف این همه نیروی مغزی برای سرراست نگه داشتن یک داستان به این معنی است که برای چیزهای دیگر - مانند حل مسائل ریاضی یا به یاد آوردن اینکه چه کسی دستگاه چاپ را اختراع کرده است - کمتر در دسترس است. وندمیا میگوید دروغ گفتن به ویژه برای جوانان دشوار است. قشر جلوی مغز تا حدود ۲۵ سالگی به طور کامل توسعه نمییابد. بنابراین افراد جوانتر منابع کمتری برای شروع در آنجا دارند. او خاطرنشان میکند، وقتی قشر جلوی مغز مشغول وظایف مربوط به دروغ گفتن است، اکنون انجام وظایف دیگری که نیاز به برنامهریزی، خودکنترلی یا حافظه کاری دارند، دشوارتر است. این موارد ممکن است شامل برنامهریزی برای مطالعه یا استفاده از خودکنترلی برای جلوگیری از نوشیدن زیاد نوشابه باشد.
دروغ گفتن برای جلوگیری از به دردسر افتادن - مثلاً دیر رسیدن به کلاس - تقریباً یک بار اتفاق میافتد. لازم نیست آن دروغ رفتن به کتابخانه را برای مدت طولانی ادامه دهید. بله، شما مقداری از منابع ذهنی خود را هدر دادهاید، اما فقط همین یک بار. با این حال، برخی از دروغها هرگز متوقف نمیشوند. اینها همان چیزی هستند که وندمیا آن را «دروغهای مادامالعمر» مینامد.
برای مثال، جاسوسها تمام عمرشان را صرف دروغ گفتن در مورد هویتشان میکنند. کسی که زندگی خانوادگی سختی دارد، ممکن است برای جلوگیری از فهمیدن هویتش توسط دیگران دروغ بگوید - و این دروغ میتواند سالها ادامه پیدا کند. تظاهر به چیزی که نیستید تقریباً در هر ساعت از روز، از نظر ذهنی شما را فرسوده میکند.«با گذشت زمان، این نوع دروغ گفتن در واقع باعث میشود منابع مغزی مورد نیاز برای تفکر را مصرف کنید.»
افرادی که هرگز مجبور به مواجهه با عواقب دروغهایشان نشدهاند، بیشتر احتمال دارد دروغ بگویند. افراد وقتی میدانند که به خاطر آن دروغها مورد بازخواست قرار خواهند گرفت، کمتر دروغ میگویند. با این حال، او میگوید، مجازات افراد به خاطر دروغ گفتن از پاداش دادن به آنها به خاطر گفتن حقیقت اهمیت کمتری دارد. او میافزاید، این امر به ویژه زمانی مهم است که افراد حقایق مهمی در مورد خودشان به اشتراک میگذارند. گاهی اوقات این حقایق میتوانند سختترین حقایق برای گفتن باشند. «توانایی گفتن حقیقت به یک دوست پاداشدهنده است. حس خوبی دارد.»
اکثر مردم میدانند که دروغ گفتن عموماً بد است و میتواند عواقب جدی داشته باشد. علم اکنون روشهایی را آشکار میکند که عدم صداقت نیز میتواند بر مغز و توانایی شما در ایجاد اعتمادی که روابط قوی به آن وابسته است، تأثیر بگذارد.

دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده