» چگونه باورهای خود محدود کننده را حذف کنیم؟
7 راه قدرتمند برای غلبه بر باورهای خود محدود کننده
مغز پیچیده ترین عضو بدن انسان است. مسئول هر یک از افکار، احساسات، عواطف و واکنش های ماست. بنابراین، مراقبت از آن مهم است…
باورهای خود محدود کننده افکار منفی هستند که ما در مورد خود داریم. آنها تمایل دارند ما را عقب نگه دارند، و معمولاً در دوران کودکی شکل می گیرند، اگرچه اثرات مضر آنها می تواند مادام العمر باشد.
برای دستیابی به پتانسیل کامل خود، مهم است که بر باورهای خود محدود کننده غلبه کنیم - اما وقتی آنها برای مدت طولانی در ذهن ما جاسازی شده اند، انجام این کار می تواند دشوار باشد. و وقتی شما این را در نظر بگیرید که بسیاری از این باورها فقط در ناخودآگاه ما وجود دارند، بنابراین ما حتی نمی دانیم آنها چیست، حتی پیچیده تر می شود.
خوشبختانه، مراحلی وجود دارد که میتوانیم برای غلبه بر افکار منفی برداریم و کمی بیشتر به خودمان ایمان بیاوریم…

1. باور خود محدود کننده را بشناسید
اولین قدم برای غلبه بر باورهای خود محدود کننده، تشخیص وجود آنهاست.
نکته ای که در مورد باورهای محدود کننده وجود دارد این است که، علیرغم اینکه آنها چقدر اعمال ما را هدایت می کنند، ما معمولاً از آنها بی خبر هستیم.
مهم است که این واقعیت را در نظر بگیریم که پشت هر باور محدود کننده یک نیت خوب نهفته است – زیرا دلیل اصلی ایجاد باورهای محدودکننده در وهله اول محافظت از خود در برابر ناامیدی است. اما، مشکل این است که بیشتر باورهای محدود کننده در دوران کودکی ما شکل می گیرند، و سپس بخشی از هویت بزرگسالان ما می شوند - حتی اگر این باورها تقریباً همیشه نادرست یا نادرست باشند.
بنابراین برخی از رایج ترین باورهای خود محدود کننده کدامند؟ اینکه فکر کنید در نوشتن مهارت ندارید، بنابراین هرگز سعی نکنید آن رمان را بنویسید، یک باور خود محدودکننده است. باور اینکه شما جذاب نیستید، بنابراین هرگز برای یافتن عشق تلاش نکنید، یک باور خود محدودکننده است. اینکه فکر کنید هنرمند نیستید، بنابراین تصمیم به نرفتن به کلاس هنر، یک باور خود محدودکننده است. باور اینکه برای ایجاد تغییر شغلی خیلی پیر هستید، بنابراین ماندن در شغلی که دوست ندارید، یک باور خود محدودکننده است.
همانطور که در این مثال ها نشان داده شده است، باورهای خود محدود کننده برای "ایمن نگه داشتن ما" وجود دارد. ما آنها را نگه می داریم تا از خود در برابر درد کوتاه مدت طرد شدن و تحقیر محافظت کنیم - اما تنها کاری که واقعاً انجام می دهد این است که باعث درد طولانی مدت شود. در مواجهه با ترس، چیز جدیدی را امتحان نمیکنیم، ریسک نمیکنیم، خودمان را بیرون نمیگذاریم و به آن کسی که میخواهیم تبدیل نمیشویم.
بنابراین، سعی کنید چند لحظه به باورهای خود محدود کننده خود فکر کنید. اگر مطمئن نیستید که چیزی یک باور محدودکننده است، در نظر بگیرید که این نوع باورها اغلب به صورت صدای انتقادی در ذهن ما ظاهر می شوند که به ما چیزهایی مانند "من به اندازه کافی باهوش نیستم"، "من بدشانس هستم"، " من لیاقت این را ندارم، «من خیلی پیر هستم»، «من دوست داشتنی نیستم» یا «مردم مرا دوست ندارند».

2. در نظر بگیرید که این باور از کجا آمده است
هنگامی که یک باور خود محدود کننده را شناسایی کردید، می تواند مفید باشد که بفهمید این باور از کجا آمده است. درک چگونگی شکلگیری یک باور خاص میتواند به شما کمک کند بر آن غلبه کنید، زیرا اغلب نشان میدهد که این باور واقعاً چقدر غیرمنطقی یا نادرست است.
به عنوان مثال، شاید یک معلم مدرسه درباره داستانی که شما نوشتهاید تندی داشته باشد، بنابراین شما هنوز معتقدید که نمیتوانید کتاب بنویسید – علیرغم این واقعیت که اکنون چندین دهه تجربه دارید. شاید یکی از دوستان در مورد لباسی که می پوشید نظر بدی داشته باشد و از آن زمان به بعد احساس کرده اید که هرگز نمی توانید شلوارک بپوشید زیرا در آن ظاهر خوبی ندارید.
البته همه باورهای خود محدود کننده در دوران کودکی شکل نمی گیرند. شاید در بزرگسالی توسط یک شریک به شما خیانت شده است و از آن به بعد احساس می کنید که دیگر هرگز نمی توانید به یک رابطه اعتماد کنید. همچنین رایج است که از سن به عنوان دلیلی برای انجام ندادن کارهایی که می خواهید انجام دهید استفاده کنید - چه این که پس از یک وقفه طولانی به یادگیری بازگردید ، تغییر شغلی ایجاد کنید ، قرار ملاقات یا یادگیری مهارت های جدید .
یادآوری اینکه افراد در هر سنی این کار را انجام می دهند می تواند مفید باشد. برای مثال، افرادی از نسلهای جوانتر ممکن است سفر یا راهاندازی یک کسبوکار را به تعویق بیاندازند، زیرا نگران عدم ثبات هستند و این که چگونه آینده آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
بنابراین، دفعه بعد که یک باور خود محدودکننده دارید، میتواند کمک کند که این سؤال را از خود بپرسید: "چگونه این باور خود محدودکننده خاص را ایجاد کردم؟" سپس، هنگامی که فهمیدید از کجا آمده است، سعی کنید یک سوال دیگر از خود بپرسید: "چه چیزی باعث شد که این مدت طولانی به این باور بچسبم؟"
کشف این موضوع می تواند به شما کمک کند تا برخی از تجربیات را رها کنید و حتی شاید افرادی را که به شما صدمه زدند و به رشد این باورها کمک کردند را ببخشید. همچنین ممکن است بتوانید خودتان را به خاطر نگه داشتن آنها برای مدت طولانی ببخشید - که می تواند برای اینکه به خودتان اجازه دهید در نهایت رها شوید مفید باشد.

3. بنویسید که این باور چگونه شما را عقب نگه داشته است
قدم بعدی این است که بپذیرید چگونه این باور خود محدود کننده شما را عقب نگه داشته است.
نوشتن اینکه چگونه یک باور به شما آسیب رسانده است، میتواند راهی موثر برای وادار کردن ناخودآگاه شما به این موضوع باشد که این باور به شما کمکی نمیکند. یکی از بهترین راه ها برای انجام این کار این است که به تمام دردی که در طول سال ها برای شما ایجاد کرده است فکر کنید.
این همیشه کار آسانی نیست و مرور خاطرات دردناک یا زیر سوال بردن آنچه ممکن است بوده باشد، می تواند ناراحت کننده باشد. اما این مهم است که به طور کامل درک کنیم که باورهای خود محدود کننده چقدر می توانند مضر باشند، و چقدر حیاتی است که از آنها عبور کنیم. بنابراین، اگر می توانید، سعی کنید هر گونه احساس درد یا ناراحتی را، حتی برای یک لحظه، در آغوش بگیرید.
ممکن است بخواهید سعی کنید تمام راه هایی را که این باور شما را عقب نگه داشته است بنویسید. به عنوان مثال، اگر باور خود محدودکننده شما این است که احساس میکنید لایق چیزهای خوب نیستید، میتوانید هر چیزی را که میتوانستید به دست آورید بنویسید اگر این باور شما را سنگین نمیکرد. آیا روی شغل شما تأثیر گذاشته است؟ روابط شما؟ رسیدن به اهدافت؟ شاید حتی سلامت شما را تحت تاثیر قرار داده است؟
اگر در بازتاب تمام این فرصتهای از دست رفته و فرصتهای از دست رفته احساس درد میکنید، میتوانید تلاش کنید و به یاد داشته باشید که این درد به شما انگیزه میدهد تا از این باورها عبور کنید و مطمئن شوید که دیگر شما را عقب نخواهند داشت.

4. باور را به چالش بکشید
اکنون شما با این باور مواجه شده اید که چگونه این باور شما را عقب نگه داشته و شما را از دستیابی به پتانسیل کامل خود باز داشته است، وقت آن است که این باور را به چالش بکشید. بهترین راه برای انجام این کار این است که بفهمید افکار شما واقعیت نیستند. آنها ممکن است احساس کنند حقیقت دارند، اما حقیقت را در مورد شما یا توانایی شما منعکس نمی کنند.
اولین قدم خوب این است که به سادگی از خود بپرسید که آیا ممکن است اشتباه کنید. معمولاً باورهای محدودکننده به محض اینکه متوجه میشویم که ممکن است درست نباشند قدرت خود را از دست میدهند، بنابراین سعی کنید از خودتان سؤال کنید. شما نمی توانید کتاب بنویسید زیرا به اندازه کافی خلاق نیستید؟ اگر اشتباه می کنید چه؟ شما نمی توانید عشق پیدا کنید زیرا به مردم نمی توان اعتماد کرد؟ اگر اشتباه می کنید چه؟ خود را به چالش بکشید تا در مورد جهانی فکر کنید که در آن باور شما نادرست است: چگونه خواهد بود؟
سپس، سعی کنید فعالانه در مورد راه هایی برای اثبات اشتباه بودن این باورها فکر کنید. اگر احساس میکنید خندهدار نیستید، به تمام مواقعی در زندگیتان فکر کنید که مردم را به خنده انداختهاید. اگر احساس می کنید اعتماد به نفس ندارید، به زمانی فکر کنید که شجاع بوده اید. اگر فکر می کنید که سازماندهی نشده اید، به زمانی فکر کنید که سازماندهی شده اید. فقط با انجام این کار، باور قدرت خود را از دست می دهد و ممکن است تفکر شما از "من بی نظم هستم" به "من می توانم بی نظم باشم، اما می توانم سازماندهی هم باشم" تغییر کند.
از آنجایی که باورهای محدود کننده معمولاً بسیار ریشه دار هستند، اجتناب ناپذیر است که گاهی اوقات، آن افکار به ذهن شما بازگردند. تمام تلاش خود را بکنید تا از فرآیندهای فکری خود آگاه باشید، و زمانی که احساس کردید که باورهای قدیمی شما تلاش می کنند راه خود را گسترش دهند، سعی کنید پاسخ دهید.
یک پاسخ خوب این است که هر زمان احساس کردید که باورهای قدیمی دوباره ظاهر می شوند، به سادگی بگویید «ایست». با انجام این کار، از اینکه اجازه دهید آنها بر شما قدرت داشته باشند، خودداری می کنید.

5. یک باور جدید را انتخاب کنید
برای حرکت رو به جلو و غلبه بر باور خود محدود کننده خود، قدم بعدی ایجاد یک باور جدید و قدرتمند است. نکته کلیدی برای این مرحله این است که باور جدید باید باورپذیر باشد. اگر نمی توانید آن را باور کنید، نمی توانید به آن عمل کنید.
بنابراین، برای مثال، اگر دچار ناامنی در تصویر بدن هستید و فکر میکنید که اضافه وزن دارید، بعید است که به خودتان بگویید: «من بدنی دارم که دوستش دارم»، بعید است با شما صادق باشد – و ناخودآگاه شما متوجه خواهد شد که شما اینطور نیستید. واقعا باور نکن
در این مورد، اولین گام ممکن است گفتن چیزی مانند "من بدن قوی ای دارم که مرا زنده نگه می دارد" - یا حتی "من بدنی دارم و کار می کند" باشد. لزومی ندارد که تاکیدی ترین جمله باشد، اما باید احساس مثبت و باورپذیری داشته باشد.
البته، غلبه بر باورهای خود محدود کننده به سادگی انتخاب باورهای جدید و سپس باور فوری آنها نیست. اما، با ایجاد تغییرات کوچک در فرآیندهای فکری خود، راه را برای تغییرات بزرگتر در احساسی که نسبت به خود دارید هموار می کنید.
درک این نکته مهم است که باید به خود زمان، صبر و شفقت بدهیم، زیرا باورهای ریشهدار خود را به چالش میکشیم.
همانطور که به زیر سوال بردن باورهای قدیمی خود ادامه می دهید و باورهای جدید را امتحان می کنید، متوجه خواهید شد که گزینه هایی دارید. لازم نیست افکار منفی خود را باور کنید. شما در واقع می توانید آنچه را که به آن باور دارید کنترل کنید، که ما را به مرحله بعدی می برد…

6. قدرت خود را پس بگیرید
درک اینکه شما کنترل افکارتان را در دست دارید برای غلبه بر باورهای محدود کننده ضروری است – بنابراین قدم بعدی این است که تا آنجا که می توانید کنترل را به دست بگیرید. شما در قدرت هستید. شما روی صندلی رانندگی هستید - هیچ کس دیگری.
بسیاری از ما خود را قربانی باورهای محدودکننده خود میدانیم، اما مهم است که به خاطر داشته باشیم که تنها دلیلی که ما این باورها را ایجاد کردهایم این است که به نحوی به ما خدمت کردهاند – مهم نیست چقدر اشتباه بودهاند.
اگر متوجه میشوید که دیگران یا جهان گستردهتر را به خاطر افکارتان سرزنش میکنید، میتواند مفید باشد به خاطر داشته باشید که شما و شما به تنهایی قدرت تغییر افکار و مسیر زندگیتان را دارید. همچنین ممکن است به یاد داشته باشید که یک فکر منفی هنوز فقط یک فکر است و یک احساس ناخوشایند هنوز فقط یک احساس است. آنها زودگذر هستند و حقیقت نیستند - آنها خواهند گذشت.
در مرحله بعد، فکر کردن به روش هایی که می توانید خود و باور جدیدتان را تقویت کنید، می تواند مفید باشد. سعی کنید به این فکر کنید که چه نوع رفتار یا عاداتی می تواند باور جدید شما را تقویت کند. آیا عبارات یا نقل قول هایی وجود دارد که بتوانید با صدای بلند به خودتان بگویید؟ آیا کتابهای الهامبخشی برای خودسازی وجود دارد که بتوانید بخوانید؟ در مورد افراد دیگر چطور – آیا افرادی وجود دارند که به عنوان الگو میبینید که میتوانند شما را تشویق کنند و به تقویت باور جدید شما کمک کنند؟
یکی از قویترین راههایی که میتوانید کنترل خود را در دست بگیرید این است که باور جدید قدرتبخش خود را آزمایش کنید. بنابراین، اگر قبلاً احساس میکردید که به اندازه کافی خلاق نیستید که به یک کلاس هنری بروید، چرا یکی را کتاب نکنید؟ اگر همیشه خجالت میکشید که از کسی درخواست کنید، چرا آن را انجام ندهید؟
البته ممکن است انجام کاری که همیشه احساس می کردید نمی توانید انجام دهید ترسناک به نظر برسد، بنابراین اگر این مرحله خیلی دلهره آور به نظر می رسد، شاید سعی کنید به جای آن قدم کوچکتری بردارید. میتوانید به خودتان بگویید که فقط 10 دقیقه کلاس هنر را امتحان میکنید یا برای افزایش اعتماد به نفس با یک دوست بروید. به جای اینکه از کسی برای قرار ملاقات بخواهید، می توانید یک مکالمه دوستانه داشته باشید.
این نکته کلیدی است که این نظریه ها و باورهای جدید را ادامه دهید. هرچه بیشتر آنها را آزمایش کنید، شجاعت شما بیشتر می شود - و زودتر شروع به باز کردن پتانسیل کامل خود خواهید کرد.

۷- با خود مهربان باشید
به همان اندازه که دور انداختن کامل باورهای خود محدود کننده به محض شناسایی آنها عالی است، این یک شبه اتفاق نمی افتد. غلبه بر باورهای خود محدود کننده هم به شجاعت و هم صبر نیاز دارد، بنابراین به خود فرصت دهید تا فرآیندهای فکری خود را به چالش بکشید و با خود مهربان باشید.
اگر باورهای قدیمی شما مدام به ذهن شما باز می گردد، سعی کنید نگران خود نباشید و احساس بدی نداشته باشید. عادت های قدیمی به سختی از بین می روند، بنابراین به یاد داشته باشید که هر بار که این مراحل را طی می کنید و شروع به زیر سوال بردن این باورها می کنید (و ایجاد باورهای جدید می کنید)، قوی تر می شوید.
علاوه بر این، شما با نحوه عملکرد روان خود هماهنگ تر خواهید شد - و آگاهی و آگاهی از ذهن ما اولین و حیاتی ترین گام برای غلبه بر باورهای محدود کننده است.
مهم است که به تمرین باورهای جدید ادامه دهید و باورهای قدیمی را به چالش بکشید، حتی پس از یک لغزش. و مهمتر از همه، سعی کنید به خودتان افتخار کنید که شجاعت پرداختن به رفتارهای مضر و اغلب دردناک را دارید. فداکاری خود را برای پیشرفت شخصی جشن بگیرید و به یاد داشته باشید که مهم نیست در کجای زندگی خود هستیم، همیشه جایی برای رشد وجود دارد.
افکار پایانی ...
غلبه بر باورهای خود محدود کننده آسان نیست، و برای تغییر صداقت، خوداندیشی، فداکاری و زمان نیاز دارد. به علاوه، این یک چیز یکبار مصرف نیست. غلبه بر این باورها یک فرآیند مداوم است که باید به طور مداوم آن را مرور کنیم – و اگر میخواهیم موفق شویم، باید آماده باشیم تا به آن متعهد شویم.
اما صرف زمان و تلاش برای غلبه بر باورهای محدودکننده یکی از سودمندترین و با ارزش ترین کارهایی است که می توانیم برای خود انجام دهیم. تغییر طرز تفکر نه تنها می تواند باعث شود که نسبت به شخصیت خود احساس مثبت تری داشته باشیم، بلکه به ما خودآگاهی و اعتماد به نفس لازم برای ایجاد باورهای مثبت جدید و تشویق اقدامات قدرتمند و هدفمند را می دهد.
برای مشاوره بیشتر، ممکن است بخواهید به بخش ذهن سالم وب سایت ما سر بزنید . در اینجا، مقالاتی مانند 16 راه برای افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس و 8 روش برای توانمندسازی هر روز پیدا خواهید کرد .
همچنین ممکن است دوست داشته باشید گفتگوها و کارگاههای مربوط به سلامت و رفاه را که در رویدادهای «کمتر استراحت» برگزار میشود، مرور کنید. این کلاسها رویکردی گام به گام برای رهایی از قضاوتهای خشن خود ارائه میدهند. استانداردهای غیرممکن برای پرورش رفاه عاطفی.


وبلاگ اطلاعات عمومی
مطلب مرتبط
عشق زلیخا ابتدا بر یوسف آمد سال ها...
مطلب مرتبط
برند Rhode چیست؟ معرفی کامل برند محبوب هیلی بیبر و محصولات آن